خرید بک لینک
#دل_دیدنی_های_شهرسرب_وسراب(فرگرد 688) «رویش دوباره دانه ها»و«پویش بهاره جوانه ها»! من درختانی را دیدم «پایدار» و «استوار»، که در «دل سرد و سپید زمستان» ، «رویای سبز بهاران» را مي ديدند. در دل دريايي آنان هر لحظه «امواج اميد»،«معراج نويد» مي آفريد. نه از «سَموم خزان مي افسُردند» و نه از «سرماي زمستان مي پژمُردند». از «قامت»آنان،«استقامت» را آموختم و از «قیام» آنان،«قیامت» را. من در «مرگ ز

برچسب: «رویش,دوباره,دانه,ها»و«پویش,بهاره,جوانه, نویسنده: باران یزدانی تاريخ: جمعه 3 شهريور 1396 ساعت: 9:51

#دل_دیدنی_های_شهرسرب_وسراب(فرگرد 689) «سایه سرگردان» و «همسایه همسان» من «سایه ای سرگردان» و «همسایه ای همسان» را دیدم که عمری است نه «رهایم می انگارد» و نه «تنهایم می گذارد». من با همه تلاش در «سودای ساخت» و «برای شناخت»، هنوز «نه او را می شناسم» و «نه از او می هراسم». من «به هر سوی سَر می کشم» و به «هر کوی پَر می کشم»، او همه جا چون «بال» به «دنبال» من است؛ ولی چون به سویش می روم ،«با من ن

برچسب: «سایه,سرگردان»,«همسایه,همسان», نویسنده: باران یزدانی تاريخ: جمعه 3 شهريور 1396 ساعت: 9:51

#دل_دیدنی_های_شهرسرب_وسراب(فرگرد 690) «زن بودن اصیل»یا «مردشدن بدیل»! زنانی که «آرزوی مرد بودن» و مردانی که «تکاپوی زن بودن» دارند، افرادی «ساده انديش» اند و «روان پریش»، زیرا نمي دانند «زن بودن» و «مرد بودن» نه به «حالت»،که به «اصالت» است! ارزش هر زن و هر مرد نه تنها به «جمال» ،که به «کمال» است. آن چه در زن «می درخشد» و به او «ارزش می بخشد»، «زن بودن اصیل»است،نه «مردشدن بدیل»! #شفی

برچسب: بودن,اصیل»یا,«مردشدن,بدیل», نویسنده: باران یزدانی تاريخ: جمعه 3 شهريور 1396 ساعت: 9:51

سخن آغازین کتاب «شورا، مشورت و مشارکت از دیدگاه امام علی علیه السلام» #شفیعی_مطهر مشورت رایحهای از ریاحین خلاقیت و لایحهای از تبیین عقلانیت است. مشورت غبار جهل را میزداید و بر انوار عقل میافزاید. مشورت پنجرهای است که به بوستان سرسبز اندیشهها باز میشود. انسان را از تنگنای خودپسندی، خودمحوری و خودکامگی میرهاند و در پرتو خود باوری، بربلندای چکاد رفیع مشارکت مینشاند. چه بسیار انسانها

برچسب: آغازین,کتاب,«شورا,مشورت,مشارکت,دیدگاه,امام,علیه,السلام», نویسنده: باران یزدانی تاريخ: جمعه 3 شهريور 1396 ساعت: 9:51

#دل_دیدنی_های_شهرسرب_وسراب(فرگرد 691) «گُلی مُعطّر» با «تحولّی مُستمر»! من خودکامه ای «شیفته» و «خودفريفته» را ديدم كه از بوییدنِ «عطرهاي دل انگيز»،«زار» و از «گُل هاي مُشكبيز» ،«بیزار» بود؛ بنابراين گلبرگ هاي گل هاي معطّر را از هم «مي گسست» و شيشه هاي عطر را «مي شكست». در نتيجه ناخواسته فضاي جامعه را «عطرآگين» و صحن و سراي هستي را «مُشگين» مي کرد. ***** در این زمانه که خورشید خواب می

برچسب: «گُلی,مُعطّر»,«تحولّی,مُستمر», نویسنده: باران یزدانی تاريخ: جمعه 3 شهريور 1396 ساعت: 9:51

#دل_دیدنی_های_شهرسرب_وسراب(فرگرد 692) «زور سلطانی» و «غرور نادانی»! من ناخدای بی خدایی را دیدم که با «زور سلطانی» و «غرور نادانی»، کشتی ملّت را به جای «ساحل نجات»، به سوی «گرداب ممات» می راند. به رغم راهنمایی«داوران دلسوز» و «روشنگران شب افروز» همچنان «راه هلاک» و «چاه مغاک» را «می پیمود» و «پندآموزی آگاهان» و «دلسوزی همراهان» بر لجاجتش «می افزود» . این شهریار خودکامه از بسیاری «احساس ح

برچسب: «زور,سلطانی»,«غرور,نادانی», نویسنده: باران یزدانی تاريخ: جمعه 3 شهريور 1396 ساعت: 9:51

#دل_دیدنی_های_شهرسرب_وسراب(فرگرد 693) «غول قدرت»یا «شاغول عدالت»؟! هیچ انسانی آن قدر «خودساخته» و «خداشناخته» نیست که «قدرت» و «شوکت» در او متمرکز گردد و «به فساد نگراید» و «بر بیداد نیفزاید». «قدرت» بیرون از «دایره نظارت» «زور می زاید» و «بر غرور می افزاید». «ستایش خودکامه» بدون «پایش برنامه» از «خدیوی خداشناس»، «دیوی فرناس» می سازد. ولی «پایش قانونی» به همراه «پیرایش آزمونی» از «غول قدر

برچسب: «غول,قدرت»یا,«شاغول,عدالت»؟, نویسنده: باران یزدانی تاريخ: جمعه 3 شهريور 1396 ساعت: 9:51

#دل_دیدنی_های_شهرسرب_وسراب(فرگرد 694) «تن به تحقیر» و «سر به زنجیر»! شیوه «خودکامگان جهان خوار» و «مستبدّان ستمکار» این است که نخست مردم را «تحقیر می کنند» و سپس «به زنجیر می کشند». انسان تا «تن به حقارت نسپارد»، «سر به اسارت نمی گذارد». (فَاستَخَفَّ قَومَهُ فَاَطاعوهُ - با الهام از سخن قرآن درباره شيوه فرعون) «انسان های آزاده» و «مردان بااراده» نه «تن به تحقیر» می دهند و نه «سر به زنجیر». ان

برچسب: تحقیر»,زنجیر», نویسنده: باران یزدانی تاريخ: جمعه 3 شهريور 1396 ساعت: 9:51

#دل_دیدنی_های_شهرسرب_وسراب(فرگرد 695) «مایه تکامُل» و «سرمایه تعامُل» ذهن «انسان مُتعصِّب» و «باایمان مُتصلِّب» چون مردمك چشم است، كه هرچه بيشتر بر آن نور بتابد، «تنگ تر» و برای درک و دیدن، «دَنگ تر» مي شود. «ذهن مات» چون «چتر نجات» است! تا «باز» و «آماده پرواز» نشود، نمی تواند «مِهرِ آتشگون» و «سپهرِ گردون» را «دَرنَوَردَد» و «بَرّ و بحر را زیر بال و پرگیرد». تضادّ،«مایه تکامُل» است و «سرما

برچسب: «مایه,تکامُل»,«سرمایه,تعامُل», نویسنده: باران یزدانی تاريخ: جمعه 3 شهريور 1396 ساعت: 9:51

#دل_دیدنی_های_شهرسرب_وسراب(فرگرد 696) «پرچمِ هستي» و «عَلَمِ اَلَستی» هر «جوان وَرجاوَند» و هر «انسان اندیشمند» می کوشد تا «پرچمِ هستي» و «عَلَمِ اَلَستی» خود را بر بلندای چکاد اندیشه های خود «برافرازد» و با افکارش، دنيايش را «بسازد». آنان که «مغز دارند» و «نغز می نگارند»، خود اندیشمندانه «سرشت را می نگرند» و «سرنوشت را می نگارند»؛ اما کسانی که مغز دارند،ولی «روان پریش اند»،«اصلاً نمی اندیشند»

برچسب: «پرچمِ,هستي»,«عَلَمِ,اَلَستی», نویسنده: باران یزدانی تاريخ: جمعه 3 شهريور 1396 ساعت: 9:51

صفحه بندی